كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
52
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بيت على بن موسى الرضا گوى و بس * كه القاب يابد ز اسمش شرف به مشهد مقدس آمد و مراسم تعظيم و شرايط تكريم مزار مورد الأنوار بهجاى آورد و سادات عظام را انعام و اكرام فرمود و عازم رادكان شده در آن فضاى دلگشا ، قبهء سراپرده و بارگاه به اوج مهر و ماه برآمد . در اين اثنا به عرض همايون رسيد كه خواجه على نصر اللّه ترشيزى قلعهء پژدارود را معمور ساخته دعوى هواخواهى امير سيد خواجه مىكند . آن حضرت امير مضراب نامزد آن صوب فرموده على نصر اللّه فرار نمود و امير مضراب جهات او را گرفته به موجب حكم عازم هرات شد . و آن حضرت امير بوته را فرمود كه تحقيق احوال سيد خواجه نمايد . امير بوته تفحص نموده تحقيق كرد كه امير سيد خواجه متوجه كلات شده و آنجا شنيده كه امير عليكه و جمعى امرا با لشكرهاى سرخس و مرو عازم اردوى همايونند در مضيق حيرت فرومانده و الفرار فى وقته ظفر خوانده در گرماى عظيم عزم مازندران كرد و پيشتر امير عبد الصمد و امير شمس الدين اوچقرا را پيش پيرك پادشاه به مازندران روان كرده بود . چون مضمون اين خبر از انهاى امير بوته بر راى انور عرض يافت و امير عليكه كه كوكلتاش آن حضرت بود با لشكر عظيم ضميمهء سپاه ظفرپناه آمد حكم همايون نفاذ يافت كه تواچيان لشكرها مرتب ساخته دفترهاى سان به عرض رسانند و حضرت خاقان سعيد امراى تومان و قشون و صده و دهه را تا آحاد مردم سپاهى انعام و اكلكا فرمود و عاشر صفر از مرغزار رادكان عازم مازندران شد و در يلغزآغاج خبوشان ، امير شاه ملك از جانب بلخ به اردوى اعلى رسيد و از ييلاق سملقان ، آن حضرت منگلى تيمورنايمان را كه به آداب رسالت مشهور بود به جانب پيرك پادشاه فرستاد مضمون رسالت آنكه : سيد خواجه را از حضيض مرتبهء بندگى به ذروهء فلك سرورى و امارت